سامانيس

شهريار کوچولو که انگار سخت دودل مانده‌بود ناگهان ازم پرسيد:
-بَرّه‌ها بته‌ها را هم می‌خورند ديگر، مگر نه؟
-آره. همين جور است.
-آخ! چه خوشحال شدم!

نتوانستم بفهمم اين موضوع که بَرّه‌ها بوته‌ها را هم می‌خورند اهميتش کجاست اما شهريار کوچولو درآمد که:
-پس لابد بائوباب ها را هم می‌خورند ديگر؟
من برايش توضيح دادم که بائوباب بُتّه نيست. درخت است و از ساختمان يک معبد هم گنده‌تر، و اگر يک گَلّه فيل هم با خودش ببرد حتا يک درخت بائوباب را هم نمی‌توانند بخورند.
از فکر يک گَلّه فيل به خنده افتاد و گفت: -بايد چيدشان روی هم.
اما با فرزانگی تمام متذکر شد که: -بائوباب هم از بُتِّگی شروع می‌کند به بزرگ شدن.

بخشی از ترجمه مرحوم شاملو از شاهکار آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری شازده کوچولو

نویسنده : سامان .... - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam