سامانيس

خيلی وقتها دلم ميخواد از سياست فرار کنم اما نميتونم.
وضعيت کشور ما خيلی مساعد نيست.
اين متن مسعود بهنود رو بخونيد و خودتون نتيجه بگيرين برای خوندن تمام متن اينجا کليلک کنيد.
همين امروز که يک شنبه بود به تيترهای کيهان نگاه کنيد و چه کوششی می کند که در کار انتخابات شوراها سنگ اندازد. استعفای دو تن از هيات ناظران انتخابات را چنان بزرگ کرده که گويا واترگيتی ديگر است «ابهام در انتخابات شورا ها ». ببنيد چه زوری می زنند که شما به پای صندوق ها نرويد. با چه حيله و ترفندی خواهر آن مرد هاشم آقاجری را از دور خارج کردند. اگر امکان داشتند تمام ابرهای دنيا را می خريدند و به آسمان ما می راندند چرا که آرزويشان اين است که در روز انتخابات چنان برفی در تمام کشور بر زمين ببارد که کسی امکان خارج شدن از خانه نيابد. تا آن گاه بتوانند به صدا و فرياد بگويند ديديد که مسئله مردم ايران توسعه سياسی و آزادی نيست. ديديد که مردم نمی خواهند از عدالت چيزی بشنوند و از حقوق بشر چيزی بدانند. می بينيد که... دارند خودشان را به آب و آتش می زنند که شما پای صندوق نرويد. گروه مقابلشان هی برای آن ها پيام می فرستد که آقا وضع دنيا و منطقه خطرناک است و حکومت نياز به اثبات خود دارد و نقطه قدرت ما در همين مشارکت مردمی است چرا نمی گذاريد قدرتمان هويدا شود. اما گوششان بدهکار نيست. خيلی ها می پرسند راستی اين ها چرا چنين می کنند و به حکومتی که سنگ آن را به سينه می زنند رحم نمی کنند چرا اين همه بی تدبيرند. جواب اين است که خير خوب می دانند چه می کنند. آن ها می دانند که اگر کار به وزن کشی برسد آن وقت آشکار خواهد شد که وزنی ندارند. تجربه دوم خرداد را از ياد نبرده اند. تجربه انتخابات مجلس ششم از يادشان نرفته است که چه شد. مکرر نمی کنم فقط داستان پر آب چشم انتخابات تهران را به ياد آوريد. حاصل همه آن کارها که به همت شما نسل امروز شد و به شيرين ترين کلام ها و با نشاط ترين ترانه ها جوابشان کرديد اين شده است که به روی باسکول نمی روند و می کوشند تا ترازو را از کار بياندازند. و در مقابل سئوال بسيار جدی رقيبانشان می گويند ما احتياجی به اين کارهای زايد و غربی نداريم و در فرصت هائی مانند راه پيمائی 22 بهمن و روز قدس جوابشان را می دهيم. و شما خوب می دانيد که چرا کار را به آن جا حواله می دهند و چرا از صندوق آرا که واضح ترين و پسنديده ترين راه ها برای نشان دادن خواست و مطالبات مردم است می گريزند. مگر روزی که شما را به تمامی نوميد کرده باشند و مطمئن باشند که ترازو دستکاری شده است و پاره سنگ بر می دارد به قول قديمی ها. مگر روزی که باورشان شود که نسل امروز را در خانه نشانده اند. انتخابات که جای خود دارد ديديد که با نظرسنجی چه کردند. ديگر نظرسنجی که خطر انتخاب نداشت و موضوعی بود که حاصلش هم برای مسوولان و خودی ها فرستاده می شد. ولی نه، ترس دارد چون خودی های عاقل هم وقتی بدانند مردم چه می خواهند به سوی آن ها ميل خواهند کرد. نظرسنجی هم هيچ. سه هفته پيش وزيران و وکيلان گويا چندمين نامه خود را برای رهبر جمهوری اسلامی نوشتند، نامه خصوصی و درددل و خبر دادن از واقعيت های مملکت. آقايان ديدند که ای عجب، راهی دارد باز می شود آن هم در حالی که راه انتخابات و نظرسنجی را بسته اند. پس دست به کار شدند اول از همه رسالت در مقاله ای فاش کرد که نامه هائی نوشته شده و اعلام خطر کرد. نپرسيد از آن ها خطر چی چون معلوم است. در همان مقاله نوشت اگر اين نامه ها اثر کند تکليف ما مدافعان ديانت چيست. توجه داريد که پيام پنهانی اين سخن چيست. و توجه داريد که حد هواداريشان از ولايت تا کجاست و به چه محدود است. بعد از آن مقاله بود که آقای عسگراولادی به صحنه آمد که ای فغان عده ای با نوشتن نامه دارند حريم شکنی می کنند......

نویسنده : سامان .... - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam