سامانيس

من از اين نامه های بچه ها به خدا شنيده بودم تا اينکه اونارو اينجا توی وبلاگ گیتی ديدموبلاگ گيتی

- خدای عزیز
آیا تو واقعا نامریی هستی یا این فقط یک شوخی است ؟
...........
تو کلاسای دینی یکشنبه ها به ما گفتن که تو چیکار میکنی . کی جای تو کار میکنه وقتی که تو میری مرخصی ؟
...........
تو چطور تونستی بدونی که خدا هستی ؟
..........
خدای عزیز
چه کسی دور کشورها خط میکشد؟
..........
خدای عزیز
من به اون عروسی رفتم و اونا وسط کلیسا همدیگه رو ماچ کردن
اشکالی نداره ؟
..........
خدای عزیز
من دعاهای کتاب مقدس رو از همه بیشتر دوست دارم آیا تو اونا رو چند بار نوشتی تا قشنگ بشن یا از همون اول اونا رو درست نوشت ؟
من همیشه مجبور میشم یه چیزی رو چند دفعه بنویسم تا خوب بشه .
..........
خدایا
اشکالی نداره که تو مذهب های مختلف ساختی اما گاهی وقت ها اونارو با هم قاطی نمیکنی ؟
..........
خدای عزیز
آیا تو چیزی درباره اشیاء پیش از اینکه اختراع بشن میدونی ؟
..........
خدای عزیز
من آمریکائی هستم تو کجائی هستی ؟
.........
خدای عزیز
تو چرا به تازگی حیوون جدید اختراع نکردی ؟ ما هنوز هم همون حیوونای قدیمی رو داریم .
..........
خدای عزیز
لطفآ یه کره اسب برام بفرست . تا حالا هیچی ازت نخواسته بودم
میتونی فهرست خودتو نگاه کنی .
...........
خدای عزیز
اگه به من یه چراغ جادو مثل مال علاء الدین بدی . من به تو هرچی که بخوای میدم . البته به جز پولم و بازی شطرنجم.
..........
خدای عزیز
شاید هابیل و قابیل آنقدر همدیگه رو نمیکشتند اگه هر کدوم یه اطاق خواب جداگانه داشتند. برای من و برادرم که موثر بوده .
...........
لازم نیست که نگران من باشی . من همیشه دو طرف خیابان رو نگاه میکنم
..........
خدای عزيز
بعضی وقت ها بهت فکر ميکنم حتی وقتی که دعا نميکنم
..........
خدای عزيز
شرط ميبندم که برای تو خيلی سخته که به همه آدمها درهمه جای دنيا عشق داشته باشی
خانواده ما فقط از چهارنفر تشکيل شده و من هيچ وقت نمی تونم اين کار رو بکنم.
.........
خدای عزيز
اگه روز يکشنبه تو کليسا رو نگاه کنی بهت کفشای نو ام رو نشون ميدم .
...........
خدای عزيز
دوستت دارم ـ حالت خوبه؟ من خوبم ـ مادر پنج دختر ویک پسر داره . من هم یکی از اونا هستم .
............
خدای عزیز
معرکه است که تو همیشه ستاره ها رو درجای درستشون قرار میدی.
.........
خدايا
من فکر نميکردم که نارنجی و ارغوانی به هم بياد تاوقتی که غروب خورشيدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی ديدم . دمت گرم .


نویسنده : سامان .... - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam