عیدانه.

امیدوارم سال جدید ، سالی پر از شادی و آرامش باشه. اینهم عیدی من :

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟

/ 5 نظر / 11 بازدید
شيما

سلام همچنین برای شما ودختر گلتون

شيما

راستی مراسم عروسی به خیر مبارکی انجام شد ؟

شيما

لبهایت که تشنه و دلتنگ می شوند باران را ببوس من این جا زیر بارانم وقتی که بسیار از تو دورم و مرا می خواهی باران را ببوس او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد خاطرت باشد ..... ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم در دو سوی باران ها من به تو وُ بوسه و باران ایمان دارم و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم ! زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست که تو را به من پیوند می زند ! (پرویز صادقی )

...

اسکول کرده بابا طرفو توساده ای ها شیما جون

شيما

ببخشید عرض می خوام من قبول دارم هر گردی گردو نیست ولی اسم بنده وسط کامنت شما چیکار می کنه ؟( لابد من نیستم هر شیمائی که شیما نیست هست ) [متفکر] راستی خوبی پس چی شده این شیرنی عروسی کلی دلمون صابون زده بودیم ( چه الکی الکی خودمونو دعوت می کنیم [چشمک])