یادداشت های مرد خانه دار

  • شیر و سینک ظرفشویی رو همچین برق انداختم که عکس شیش در چهارم رو میتونم توش ببینم. لیدیز اند لیدیز Domestos غوغا میکنه.
  • به سوگند گفتم عزیزم بیا پشتمو بخارون، شنیدم که همراه با خاروندن زیر لب زمزمه میکنه : پشت خر گیگیلی گیگیل (از خودم یاد گرفته)
  • فعلا به شکل کاملا هوشمندانه و از قصدی و به خنگی زدن خودم ، سوگند رو از دنیای اینترنت و ایمیل و فیس بوک دور نگه داشتم. فکر میکنم هنوز زوده وارد این وادی بشه. 
  • دخترک به شدت قصد داره بره کلاس بازیگری و من به شدت دارم سر میدونمش، نمیدونم تا کی میشه به این رویه ادامه داد.
/ 3 نظر / 3 بازدید
شيما

سلام خسته نباشید خدا قوت خانه دار عزیز مادر زیاد وسواس بخرج نده از دست وپا می یفتی ها چرا مگه بده بازیگر بشه ؟

ماری

نمیدانم سوگند چند سال داره ولی فکر می کنم کار عاقلانه ایی انجام میدید متاسفانه اینترنت بدجوری جای گرفته در روح وفکر بچه ها خوب طبیعی هم هست دنیای امروزه با دنیای بچگی های ما فرق میکنه بالاخره باید روزی آشنا بشند ... در ضمن خسته نباشی ماری

Niloufar

سامان جان٬ به شرطی که مطمین باشی دور می مونه! نه اینکه دور از چشمت اینکار رو بکنه٬‌ در اون صورت فکر میکنم اگر پا به پاش بری و حواست باشه و دوستش بمونی بهتر از اینه که باباش باشی...